فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

5

چهارده رساله ( فارسى )

قسمت‌پذير بود زيرا كه هر دو چيز كه در مقدار برابر باشند اگر يكى قسمت‌پذير بود لا محاله دوم هم قسمت‌پذير بود پس معلوم شد كه برين تقدير لازم آيد كه ذات بارى تعالى قسمت‌پذير بود اما اگر ذات بارى تعالى كوچكتر باشد از مقدار عالم از دو حال بيرون نباشد يا در كوچكى به حد جوهر فرد و جزء لايتجزّى بود يا از آن بزرگتر بود اگر در كوچكى به حد جوهر فرد و جزء لايتجزّى بود اين باطل است باتفاق جمله عقلا زيرا كه به نزديك خصم خداوند تعالى منزّه است از آنكه در صغيرى و حقيرى چنين باشد و به نزديك غير خصم هم محال است پس معلوم شد كه اين قول باتفاق عقلا باطل است و مردود و اما اگر گويد كه از جوهر فرد بزرگتر است و از جمله عالم كوچكتر است بر اين تقدير هم لازم آيد كه منقسم بود زيرا كه هر چه مشار اليه بحسب الحس بود و از جوهر فرد بزرگتر بود اقل مراتب آن باشد كه دو بار چند يك جوهر فرد بود و چون چنين باشد منقسم و متبعّض و متجزّى بود پس معلوم شد كه اگر ذات بارى تعالى در جهت و مكان و حيّز باشد منقسم و متبعض بود و اين باطل است پس بودن بارى تعالى در مكان و جهت محال بود . سؤال اگر قايلى گويد دليل چيست بر آنكه ذات بارى تعالى منقسم و متبعض و متجزى نيست . جواب برهان بر بطلان اين سخن از وجوه است . برهان اول آنست كه اگر منقسم بود و متبعّض و متجزّى بود ذات او محتاج هر يك از اجزاء بود زيرا كه در بديهه عقل معلوم است كه مركب محتاج هر يك از مفردات خود بود و هيچ شك نيست كه كل غير هر يك از اجزا خود بود پس مركب هرآينه محتاج غير خود باشد و هر چه محتاج غير بود او ممكن الوجود لذاته بود و هر چه ممكن الوجود لذاته بود او محدث باشد پس لازم آيد كه ذات بارى تعالى محدث بود و اين محال است . برهان دوم بر آنچه ذات بارى تعالى قسمت‌پذير نيست آنست كه اگر ذات او مركب باشد از اجزا و ابعاض آن اجزا يا متماثل باشند در ماهيت يا مختلف باشند در ماهيت اگر متماثل باشند در ماهيت هرچه بر يكى روا باشد بر دوم هم روا باشد پس ذات او هم مركب بود يك بر بالا و دوم در زير باشد و چون آن اجزاء متماثل باشند آنچه بر بالا بود در عقل جايز بود كه در زير بود و آنچه در زير بود جايز بود كه بر بالا بود و چون اين درست باشد هرآينه